![]() |
![]() |
|
| آسمان کشتی ارباب هنر می شکند . تکیه آن به که بر این بحر معلق نکنی |
|
نمایش عروسکی ( یادمون به نقطه کوچولوها باشه ) این نمایش به نویسندگی – زهرا فخر احمد- و کارگردانی مشترک –بهنام چارئی و زهرا فخر احمد – کاری است از گروه هنری آرتمیس . در واقع آخرین کار گروه محسوب میشه . البته این روزها گروه هنری آرتمیس در حال تمرین نمایش عروسکی ( نخودی و غول سرما ) هست ...
عوامل این نمایش یادمون به ... عبارتند از : موسیقی : مرتضی مصطفوی منشی صحنه : سارا تقوی نور : زهرا فخر احمد عروسک ساز : بهنام چارئی ساخت و اجرای دکور : زهرا فخر احمد طراحی صحنه : بهنام چارئی عروسک گردانان : بهنام چارئی نادیا امیری رحمان کاظمی مرضیه بدایت زهرا حمیدی مینا یوسفی بهنوش رفیعی عاطفه تقوی و با حضور هنرمند خردسال : سایه ثمرده عروسک گردان جایگزین : مریم انزوایی
با آرزوی سلامت شما ، در انتظار کارهای بعدی گروه هنری آرتمیس باشید
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1388/06/29ساعت 5:51 بعد از ظهر توسط بهنام |
|
|
اود ین O d I n اودین خدای خدایان در اساطیر اسکاندیناوی است ، خدای یک چشم که معمولا با کلاغ که نمادش بود شناخته می شد . او را آلفادیر به معنی پدر همه گان می نامند زیرا که به واقع پدر همه ی خدایان است . اودین هم خدای جنگ و مرگ است و هم خدای شعر و خرد . اودین تنها یک چشم دارد که مانند خورشید می درخشد . او چشم دیگرش را در ازای نوشیدن جرعه ای از آب چاه ِ خرد ( در بعضی نسخ در ازای فرستادن نسیمی از این چاه ) به نگهبان این چاه که میمیر نام دارد بخشیده است. اودین نامهای بیشماری دارد که بعضی از آنها عبارتاند از: اوثین ، وودان ، ووتان (چهارشنبه روز اودین بوده و به نام وودان نامگذاری شده بود، اما به تدریج به شکل کنونی آن در آمده است) واک ، والتام ، ایگ ( در بعضی نسخ هراس انگیز و بعضی جاها اسب اخته! معنی شده است ) بلیندی (به معنی کور) آلفادیر (پدر همگان) والفادیر (پدر کشتگان ) هانگاگوث (خدای به دار آویختگان) و ...
می خواند ! شاید شیوه ی تئاتری خود را برتر از گذشتگان خود می داند و یا شاید این نام حکایت از قدرت و توانمندی او در تئاتر است ! ! ! و یا . . . ادامه دارد . . .
|
|
+ نوشته شده در
جمعه 1388/02/25ساعت 5:25 بعد از ظهر توسط بهنام |
|
|
يوجينو باربا Eugeino Barba کارگردان و نظريه پرداز / ايتاليا ، 1936 باربا از اواسط دهه 1960 همزمان با بسط و گسترش الگوهاي نظري خود درباره تجزيه و تحليل فرآيند اجرا ، دراماتورژي ، آموزش و تربيت اجراگر، اجراهاي فراوان و متفاوتي را نيز کارگرداني کرده است .کاوش هاي تئاتري وي در لهستان آغاز شد جايي که طي سال هاي( 1960 تا 1964 ) در آنجا در مقام دستيار کارگردان با « يرژي گروتفسکي» به همکاري پرداخت . پدر او یک افسر ارتش بود و در جنگ مفقود شد و او پس از گذرانیدن دوره ی دبیرستان در مدرسه نظامی ناپل ، نخواست تا راه پدر را که همان خدمت در ارتش بود را ادامه دهد.وی در سال ۱۹۵۴ به نروژ مهاجرت کرد تا به عنوان یک جوشکار یا ملوان به زندگی خود ادامه دهد .او تحصیلات خود را در رشته ی ادبیات نروژی و تاریخ مذهب در دانشگاه اسلو فرانسه به پایان رسانید. و به سال 1961 برای تحصیل کارگردانی تئاتر به لهستان و مدرسه ی دولتی تئاتر در آنجا رفت ، اما یک سال بعد آنجا را ترک کرده و به عنوان دستیار به مدت سه سال به يرژي گروتفسکي پیوست . او در سال ۱۹۶۳ پس از يك سفر شش ماهه به هند ، مطلب طولانى درباره كاتاكالى نوشت که در ایتالیا ، فرانسه ، آمریکا و دانمارک آن را به چاپ رسانید ؛ كاتاكالى در آن زمان در غرب يك فرم تئاترى ناشناخته محسوب مى شد . باربا اولین کتاب خود را با عنوان (( گرتوفسکی در جستجوی تئاتر گم شده )) در ایتالیا و مجارستان منتشر کرد . او در ۱۹۶۴ گروه تئاتر اودين را در اسلو بنيان نهاد و در ۱۹۶۶ آن را به هولستبرو در دانمارك انتقال داد و با يك تغيير نام ، تئاتر لابراتوار منطقه اسكانديناوى را تأسيس كرد . باربا یکی از اعضای هیئات مدیره ی روزنامه هایی همچون : بازبین تئاتر ، پژوهش تئاتر و ... است که تمامی این روزنامه ها به زبانهای متعددی در دنیا ترجمه شده است . شاگردي باربا در محضر گروتفسکي به ارتباطي منجر شد که خود باربا آن را : (( خويشاوند شدن مريد و مراد )) توصيف مي کند . باربا در سال 1968 با مشارکت مالي کمپاني خودش - تئاتر اودين - کتاب « به سوي تئاتر بي چيز» گروتفسکي را تدوين و آماده چاپ کرد. ( البته ترجمه تئاتر بی توشه مناسب تر است . ) باربا در معرفي کار گروتفسکي در سطح عمومي و بين المللي و ترسيم و تعريف رويکرد تئاتر آزمايشگاهي، بسيار موفق عمل کرد که تاثير آن در اجراهاي خود وي نيز آشکار است، به ويژه در اجراهاي نخستين او مانند : ( کاسپاريانا 1967 و خانه پدرم 1967 ) و حتي در آثار متاخر وي همچون : ( قصر هوستبرو 1990 ) . توليدات گروه تئاتر اودين در سفرهاي دوره ايي خود با استقبال مواجه شد و به خاطر توان بالاي تکنيکي بازيگرهاي کارآزموده بسيار تشويق و تحسين شد .
ادامه دارد . . .
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1388/02/24ساعت 11:43 بعد از ظهر توسط بهنام |
|
|
تئاتر سوم و یوجینو باربا جستجو و گرد آوری : بهنام چارئی ، زهرا فخر احمد
ادامه دارد . . .
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/15ساعت 11:32 بعد از ظهر توسط بهنام |
|
|
مجله ی تخصصی گرافیک و چاپ شماره ( ۸ )
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 1388/02/15ساعت 4:15 قبل از ظهر توسط بهنام |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
نه ! تعجب نکن .
وقتی که طراح گرافیک باشی و اون وقت تئاتر بخونی خوب اسم وبلاکت نمی تونه غیر از این باشه . یه طراح گرافیک هر کاری که انجام بده گرافیکیه ... ما بی چراغ به راه افتاده ایم و هرچه را که باید از دست داده باشیم از دست داده ایم !! |
| آرشیو موضوعی |
|
معرفی شعر و ترانه تئاتر و گرافیک اطلاعیه و خبر مقاله و دیدگاه نقاشیخط سرزمین هندوستان نوشته هایی از نیما نشانه -طراحی بهنام چارئی- تئاتر سوم |
|
BLOGFA.COM |